مرد آرایشگر همزمان که پیش بند را مےبست....پرسید:چه مدلے بزنﻣـ؟و پسر جوان گفت: دومادے!آرایشگر هﻣـ خوشحال از اینکه یه مشترے نون و آب دار پستش خورده چند ساعت با وسواس تمام مشغول به کارش شد.ﮐﻪ اگر کارش خوب بود علاوه بر دستمزد انعاﻣـ خوبے هﻣـ بگیرد...آرایشگر گفت: بفرما شادوماد...راضے هستے؟...جوان با نوعے حسرت و دلخورےنگاهے به آینه کرد و گفت:خوبه دستت درد نکنه...ولے!!!آه بلندے کشید و گفت: حالا همشو از ته بزن... خواستﻣـ ببینﻣـ اگه امشب به جاےاون من دوماد میشدﻣـ چه شکلےمﮮﺷﺪﻣـ......اسمت رو قلبم زدم شاهد باشه کسی جات نیاد ...کلمات کلیدی وبلاگوبلاگ دل شکسته ها , وبلاگ شاندرمن , وبلاگ هادی رژه , وبلاگ او